سرکوب سیستم ایمنی در دامپزشکی و پزشکی: علل، مکانیسمها و راهکارهای تعدیل
در این مقاله میخوانید:
چکیده
سرکوب ایمنی (Immunosuppression) یکی از چالشهای اساسی در حوزه سلامت انسان و دام است که با کاهش توان دفاعی میزبان در برابر عوامل بیماریزا، افزایش حساسیت به عفونتهای ثانویه، کاهش کارایی واکسنها و در مواردی ایجاد تومور همراه است. این مقاله مروری با بررسی ۱۲۲ مطالعه منتشرشده بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۶، به طور جامع به دستهبندی عوامل ایجادکننده سرکوب ایمنی(ویروسها، باکتریها، سموم، فلزات سنگین، تنشهای محیطی و داروها)، مکانیسمهای سلولی و مولکولی دخیل(اختلال در جمعیتهای لنفوسیتی، تغییر پروفایل سایتوکاین، استرس اکسیداتیو، استرس شبکه آندوپلاسمی و تغییرات اپیژنتیک) و راهکارهای نوین تعدیل آن(ترکیبات طبیعی، عناصر کمیاب، پروبیوتیکها و مدیریت محیطی) میپردازد. شایعترین عامل سرکوب ایمنی در صنعت طیور، ویروسهای بیماریزای خانواده هرپسویریده و رتروویروسها هستند، در حالی که در آبزیان و پستانداران، سموم محیطی و فلزات سنگین نقش پررنگتری دارند. استفاده از پلیساکاریدهای گیاهی، سلنیوم و پروبیوتیکهای خاص، مؤثرترین راهکارهای تعدیلکننده سرکوب ایمنی هستند. این مطالعه مروری میتواند مسیری روشن برای تحقیقات آتی و طراحی استراتژیهای پیشگیرانه و درمانی فراهم آورد.
واژگان کلیدی: سرکوب ایمنی، طیور، آبزیان، ویروسهای سرکوبگر ایمنی، مکانیسمهای مولکولی، تعدیل ایمنی، استرس اکسیداتیو، سلولهای T تنظیمی
مقدمه
سیستم ایمنی، به عنوان مهمترین سامانه دفاعی بدن، در معرض عوامل متعددی قرار دارد که میتوانند عملکرد آن را مختل سازند. «سرکوب ایمنی» به حالتی اطلاق میشود که در آن پاسخهای ایمنی ذاتی و اکتسابی به طور معناداری کاهش مییابد و میزبان در برابر عوامل عفونی و تومورها آسیبپذیر میشود. این پدیده نه تنها در پزشکی مانند عفونت HIV، مصرف داروهای سرکوبگر، و بدخیمیها بلکه در دامپزشکی، بهویژه در صنایع طیور و آبزیپروری، خسارات اقتصادی سنگینی به بار میآورد.
بر اساس تحلیل آماری مطالعات انجامشده (۱۹۷۰–۲۰۲۶)، بیش از ۵۵ درصد از پژوهشهای مرتبط با سرکوب ایمنی بر روی طیور (مرغ، اردک، غاز) متمرکز بوده است که این امر نشاندهنده اهمیت اقتصادی بالای این صنعت و آسیبپذیری قابلتوجه پرندگان در برابر عوامل سرکوبگر است. پس از طیور، آبزیان (ماهی تیلاپیا و کپور) با حدود ۶ درصد و پستانداران آزمایشگاهی و انسان با حدود ۵ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند.
عوامل ایجادکننده سرکوب ایمنی
عوامل ویروسی
ویروسها شایعترین علت سرکوب ایمنی هستند. در میان ویروسهای طیور، موارد زیر بیشترین نقش را دارند:
ویروس بیماری مارک (MDV): این ویروس هرپسی، با ایجاد لنفومهای سلول T و کاهش پاسخهای ایمنی سلولی، یکی از مهمترین عوامل سرکوبگر در صنعت مرغداری است. سویههای بسیار ویرولنت MDV با جهش در ژن انکوپروتئین Meq، توانایی بیشتری در ایجاد سرکوب ایمنی دارند. همچنین، عفونت MDV از طریق القای استرس شبکه آندوپلاسمی (UPR) و فعالسازی مسیر ATF6، به بقای تومور و سرکوب ایمنی کمک میکند.
ویروس لوکوز پرندگان (ALV): این رتروویروس، بهویژه زیرگروه J (ALV-J)، با تخریب لنفوسیتهای مغز استخوان و القای فاگوسیتوز خودکار، موجب سرکوب ایمنی هومورال و سلولی میشود. پروتئین Env ویروس ALV-J با القای اتوفاژی، پروتئین TET2 را تخریب کرده و پاسخ ایمنی ذاتی را مختل میسازد.
ویروس بورس عفونی (IBDV): این ویروس با تخریب انتخابی سلولهای B در بورس فابریسیوس، سبب سرکوب شدید ایمنی هومورال میشود. سویههای بسیار ویرولنت IBDV که اخیراً در آمریکا شناسایی شدهاند، با ایجاد نکروز لنفوسیتی و آپوپتوز گسترده، مرگومیر بالایی ایجاد میکنند. همچنین، IBDV از طریق پروتئین VP3 خود، با تخریب IRF7 از طریق مسیر پروتئازوم، بیان اینترفرون نوع I را مهار میکند.
ویروس کمخونی عفونی جوجهها (CIAV): این ویروس با تخریب سلولهای پیشساز خونی و کاهش لنفوسیتها، موجب سرکوب ایمنی میشود. همعفونی CIAV با MDV یا ALV-J به طور چشمگیری مرگومیر را افزایش میدهد و پاسخ واکسن را مختل میسازد.
ویروس آنفلوآنزای پرندگان (H9N2, H5N1, H5N8): سویههای H9N2 با کاهش نسبت CD4+/CD8+ و القای آپوپتوز لنفوسیتها، سرکوب ایمنی ایجاد میکنند. سویههای H5N1 و H5N8 نیز با ایجاد نکروز در بافتهای لنفاوی و مغز، علاوه بر سرکوب ایمنی، علائم عصبی شدیدی ایجاد میکنند.
کروناویروس برونشیت عفونی (IBV): این ویروس علاوه بر دستگاه تنفسی، در بورس فابریسیوس، غده هاردرین و لوزههای سکومی تکثیر یافته و با کاهش بیان سایتوکاینهای پیشالتهابی، به سرکوب ایمنی دامن میزند.
عوامل باکتریایی
برخی باکتریها نیز از طریق تولید توکسین یا تغییر پاسخ ایمنی میزبان، موجب سرکوب ایمنی میشوند:
سالمونلا پولوروم (Salmonella Pullorum): این باکتری با تغییر پاسخ ایمنی از الگوی Th17 به Th2 و کاهش تولید IFN-γ، عفونت پایدار و سرکوب ایمنی ایجاد میکند.
کامپیلوباکتر ژژونی (Campylobacter jejuni): عفونت همزمان با IBDV، کلونیزاسیون و دفع این باکتری را تشدید میکند که نشاندهنده نقش سرکوب ایمنی ویروسی در افزایش حساسیت به عفونت باکتریایی است.
گالیباکتریوم آناتیس (Gallibacterium anatis): توکسین GtxA این باکتری با القای پاسخ ضدالتهابی افزایش IL-10 و کاهش سایتوکاینهای پیشالتهابی، به سرکوب ایمنی کمک میکند
سموم قارچی (مایکوتوکسینها)
مایکوتوکسینها از مهمترین عوامل شیمیایی سرکوبگر ایمنی در خوراک دام و طیور هستند. آفلاتوکسین B1 (AFB1)، اکراتوکسین A (OTA)، داکسی نیوالنول (DON)، توکسین T-2 و زآرالنون (ZEA) با القای استرس اکسیداتیو، آپوپتوز و اختلال در مسیرهای سیگنالینگ TLRs/NF-κB، سرکوب ایمنی ایجاد میکنند. دوزهای پایین مایکوتوکسینها ممکن است پاسخ التهابی را القا کنند، در حالی که دوزهای بالا و مواجهه طولانیمدت، سرکوبگر هستند. اکراتوکسین A به ویژه با تخریب عملکرد کلیه و سرکوب پاسخ به واکسن همراه است.
فلزات سنگین و آلایندههای محیطی
سرب (Lead): پرندگان آبزی و وحشی در معرض سرب ناشی از مهمات و رسوبات آلوده قرار دارند و این فلز با ایجاد کمخونی، کاهش آنزیمهای آنتیاکسیدان و سرکوب ایمنی، تولیدمثل و بقا را مختل میسازد.
کادمیوم (Cadmium): کادمیوم با فعالسازی مسیر استرس شبکه آندوپلاسمی (ERS) و افزایش بیان کاسپاز-۱۲ و NF-κB، آپوپتوز نوتروفیلها را القا کرده و پاسخ ایمنی را سرکوب میکند.
نیکل (Nickel): در ماهی تیلاپیا، نیکل با افزایش مالوندیآلدئید (MDA) و کاهش آنزیمهای آنتیاکسیدان، سرکوب ایمنی و استرس اکسیداتیو ایجاد میکند.
DDT: مطالعات در آفریقای جنوبی نشان داده است که قرارگیری در معرض DDT با کاهش بیان ژنهای بتا-دفانسین (AvBD1, AvBD2, AvBD6, AvBD7) در جوجهها همراه است که نشاندهنده سرکوب ایمنی ذاتی است.
تنشهای محیطی و داروها
تنش گرمایی (Heat Stress): تنش گرمایی با فعالسازی محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال و افزایش کورتیکواستروئید، سبب کاهش لنفوسیتها و سرکوب ایمنی میشود. تنش گرمایی همراه با لیپوپلیساکارید (LPS)، از طریق مسیرهای MAPK و IL-17، پاسخ التهابی سلولی را تشدید کرده و بیان ژنهای CRHR1، MEOX1 و MOV10L1 را کاهش میدهد.
دگزامتازون (Dexamethasone): این داروی کورتیکواستروئیدی، به طور گسترده به عنوان مدل القای سرکوب ایمنی در جوجهها استفاده میشود. پروتئومیکس اسپلن جوجههای تیمارشده با دگزامتازون، ۵۹۰ پروتئین با بیان افتراقی را شناسایی کرده که عمدتاً در مسیرهای ECM-receptor interaction، PI3K-Akt و NF-κB نقش دارند.
سیکلوفسفامید (Cyclophosphamide): این داروی آلکیلهکننده، با تخریب سلولهای در حال تقسیم، به عنوان مدل استاندارد سرکوب ایمنی در مطالعات تغذیهای و ایمنیشناسی استفاده میشود.
مکانیسمهای سلولی و مولکولی سرکوب ایمنی
اختلال در جمعیتهای لنفوسیتی
یکی از شایعترین مکانیسمهای سرکوب ایمنی، کاهش تعداد و عملکرد لنفوسیتهای T و B است. در عفونت با MDV، تومورهای لنفوم سلول T غالباً از یک یا چند کلون محدود سلول CD4+ منشأ میگیرند که با متاستاز به اندامهای مختلف، جمعیت لنفوسیتی را تحت سلطه خود درآورده و پاسخ ایمنی طبیعی را مختل میسازند. همچنین، عفونت ALV-J با افزایش نسبت سلولهای T تنظیمی (Treg) و بیان فاکتورهای سرکوبگر مانند TGFB1 و IL16، پاسخ ایمنی را مهار میکند.
نقش سلولهای T تنظیمی (Treg)
سلولهای CD4+CD25+ به عنوان معادل سلولهای Treg در پرندگان شناخته شدهاند که از طریق تولید IL-10، TGF-β
و CTLA-4، پاسخ ایمنی را مهار میکنند. در عفونتهای ویروسی و تومورها، جمعیت این سلولها افزایش یافته و به بقای پاتوژن و پیشرفت تومور کمک میکند. تزریق لیپوپلیساکارید (LPS) در ابتدا سبب از دست رفتن خاصیت سرکوبگری Tregها میشود، اما در مراحل بعدی، این سلولها فوقسرکوبگر شده و التهاب را مهار میکنند.
تغییرات سایتوکاینی
تغییر در پروفایل سایتوکاینها، یکی از بارزترین نشانههای سرکوب ایمنی است. در تومورهای تخمدان خودبهخودی در مرغهای تخمگذار، افزایش بیان FoxP3، CD25، PD-1، LAG-3 و GITR همراه با افزایش IL-10 و کاهش IL-1β، TNFα و iNOS مشاهده شده است که نشاندهنده انتقال از حالت التهابی به حالت ایمونورگولاتوری است. در عفونت با ویروس آنفلوآنزای H9N2 نیز کاهش بیان IFN-γ و IL-2 و افزایش IL-4 گزارش شده است.
استرس اکسیداتیو
بسیاری از عوامل سرکوبگر، از جمله مایکوتوکسینها و فلزات سنگین، با افزایش تولید گونههای فعال اکسیژن (ROS) و کاهش ظرفیت آنتیاکسیدانی، استرس اکسیداتیو ایجاد میکنند که خود به آپوپتوز سلولهای ایمنی و اختلال در عملکرد آنها منجر میشود. افزایش مالوندیآلدئید (MDA) و کاهش آنزیمهای SOD، CAT و GSH-Px، به عنوان نشانگرهای اصلی استرس اکسیداتیو است.
استرس شبکه آندوپلاسمی (ER Stress)
استرس شبکه آندوپلاسمی، به ویژه در عفونتهای ویروسی و مسمومیت با فلزات سنگین، به عنوان یک مکانیسم جدید سرکوب ایمنی مطرح شده است. کادمیوم و نیکل با افزایش بیان GRP78، ATF6، XBP1 و کاسپاز-۱۲، مسیر استرس ERS را فعال کرده و آپوپتوز سلولهای ایمنی را القا میکنند. عفونت MDV با فعالسازی مسیر UPR از طریق افزایش بیان BiP/GRP78 و پیرایش XBP1، به پیشرفت تومور و سرکوب ایمنی کمک میکند.
تغییرات اپیژنتیک و میکروRNA
میکروRNAها نقش مهمی در سرکوب ایمنی ایفا میکنند. به عنوان مثال، gga-miR-2127 با هدفگیری ۳’UTR ژن p53، بیان این پروتئین کلیدی را کاهش داده و پاسخ ایمنی ذاتی علیه IBDV را تضعیف میکند. همچنین، در همعفونی ALV-J و CIAV، تغییرات گسترده در بیان mRNAها و miRNAها شناسایی شده است که عمدتاً در مسیرهای متابولیسم rRNA و استرس اکسیداتیو نقش دارند.
پیامدهای سرکوب ایمنی
کاهش کارایی واکسنها
یکی از مهمترین پیامدهای سرکوب ایمنی، کاهش پاسخ به واکسنهاست. در جوجههای آلوده به ALV یا CIAV، تیتر آنتیبادی علیه واکسن نیوکاسل و آنفلوآنزا به طور معناداری کاهش مییابد. همچنین، آنتیبادیهای مادری در جوجههای تازههچشده، اگر در سطح بالا باشند، پاسخ به واکسن را سرکوب کرده و حتی میتوانند سبب سرکوب غیراختصاصی علیه آنتیژنهای دیگر شوند.
افزایش حساسیت به عفونتهای ثانویه
سرکوب ایمنی، به ویژه با تخریب بورس فابریسیوس، باعث افزایش کلونیزاسیون باکتریهایی مانند کامپیلوباکتر ژژونی و اشریشیا کلی میشود. در آبزیان، سرکوب ایمنی ناشی از نیکل و کادمیوم، حساسیت به عفونت با آئروموناس هیدروفیلا را افزایش میدهد.
ایجاد تومور
ویروسهای انکوژن مانند MDV و ALV با ایجاد سرکوب ایمنی، زمینه را برای رشد تومورهای لنفاوی فراهم میکنند. در مدل مرغ، تومورهای تخمدان خودبهخودی شباهت زیادی به کارسینومای اپیتلیال تخمدان در انسان دارند و به عنوان مدل ترجمهای مناسب برای مطالعه این سرطان استفاده میشوند.
راهکارهای تعدیل سرکوب ایمنی
ترکیبات طبیعی و پلیساکاریدها
پلیساکارید گانودرما لوسیدوم (GLP): در جوجهغازها، مکمل GLP توانست اثرات سرکوبگری دگزامتازون را با بهبود شاخصهای ارگانهای ایمنی، افزایش پروتئینهای سرمی و تعدیل میکروبیوتای روده، جبران کند.
پلیساکارید لیکوم بارباروم (LBP): LBP با تنظیم مسیر متابولیسم گلیسروفسفولیپید و افزایش بیان ژنهای مرتبط با ایمنی، از سرکوب ایمنی ناشی از سیکلوفسفامید جلوگیری کرد.
پلیساکارید بروسونتیا پاپیرایفرا حاوی سلنیوم (Se-BPP): این ترکیب با افزایش ایمونوگلوبولینها و آنزیمهای آنتیاکسیدان و بهبود ساختار روده، سرکوب ایمنی ناشی از سیکلوفسفامید را در جوجههای گوشتی کاهش داد.
ساپونین چای (Tea Saponin): تجویز خوراکی ساپونین چای، با افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی و تقویت پاسخ لنفوسیتی، سرکوب ایمنی ناشی از سیکلوفسفامید را در جوجهها برطرف کرد.
عناصر کمیاب
سلنیوم (Selenium): سلنیوم به عنوان یک آنتیاکسیدان قوی، اثر محافظتی در برابر سرکوب ایمنی ناشی از آفلاتوکسین B1، کادمیوم و آنتیبیوتیک انروفلوکساسین نشان داده است. نانوذرات سلنیوم تولیدشده توسط باکتری پانتوئه آگلومرانس نیز توانست اثرات سرکوبگری انروفلوکساسین را در جوجههای گوشتی خنثی کند.
روی (Zinc): روی در کنار سلنیوم، با کاهش استرس اکسیداتیو ناشی از آفلاتوکسین، از سرکوب ایمنی جلوگیری میکند.
پروبیوتیکها و فرآوردههای میکروبی
لیزینیباسیلوس ماکرایدس: این پروبیوتیک که از غذاهای تخمیری سنتی چین جداسازی شده است، توانایی دوگانه در سمزدایی اکراتوکسین A و ترمیم ایمنی سرکوبشده دارد. تجویز خوراکی این باکتری، تیتر آنتیبادی و سطح سایتوکاینها (IL-1β, IL-4, IL-12, IL-17, IFN-γ) را در جوجههای در معرض OTA افزایش داد.
سورفکتین از باسیلوس سوبتیلیس: این لیپوپپتاید با افزایش فاگوسیتوز ماکروفاژها، تکثیر لنفوسیتها و بهبود یکپارچگی روده، سرکوب ایمنی ناشی از سیکلوفسفامید را در موشها جبران کرد.
عصارههای گیاهی
ژل آلوئه ورا (Aloe vera): افزودن عصاره آبی ژل آلوئه ورا به آب آشامیدنی جوجههای گوشتی، باعث افزایش تیتر آنتیبادی علیه ویروس نیوکاسل و گلبولهای قرمز گوسفندی، افزایش ضخامت پوست در تست حساسیت تأخیری و افزایش وزن اندامهای لنفاوی شد.
ویتانیا سومنایفرا (Withania somnifera): در ماهی تیلاپیا، عصاره این گیاه با افزایش ایمونوگلوبولین M، لیزوزیم و آنزیمهای آنتیاکسیدان، از سمیت کادمیوم جلوگیری کرد.
اسانس درخت چای و اسانس ریحان: در ماهی تیلاپیا، این اسانسها با کاهش استرس شبکه آندوپلاسمی و افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی، از سرکوب ایمنی ناشی از نیکل جلوگیری کردند.
مدیریت محیطی و اصلاح نژاد
اصلاح نژاد برای تحمل گرما و استفاده از سیستمهای خنککننده، از اثرات سرکوبگری تنش گرمایی میکاهد.کاهش تراکم جمعیت، بهبود تهویه و تأمین آب کافی، از بروز سرکوب ایمنی ناشی از استرس جلوگیری میکند.
نتیجهگیری
سرکوب ایمنی یک پدیده چندعاملی و چندمکانیسمی است که نه تنها صنعت دامپزشکی را با چالشهای اقتصادی جدی مواجه میسازد، بلکه به عنوان یک مدل ارزشمند برای مطالعه بیماریهای خودایمنی، تومورها و نقصهای ایمنی در انسان مطرح است. مهمترین عوامل سرکوبگر در طیور، ویروسهای MDV، ALV و IBDV هستند و مایکوتوکسینها و فلزات سنگین در آبزیان و پستانداران نقش پررنگتری دارند. مکانیسمهای اصلی شامل کاهش جمعیت لنفوسیتها، فعالسازی سلولهای Treg، اختلال در تعادل سایتوکاینها، استرس اکسیداتیو و استرس شبکه آندوپلاسمی است.
راهکارهای تعدیلکننده، با تأکید بر ترکیبات طبیعی (پلیساکاریدها، عصارههای گیاهی)، عناصر کمیاب (سلنیوم، روی) و پروبیوتیکها، نتایج امیدوارکنندهای در جبران سرکوب ایمنی نشان دادهاند. با این حال، شکافهای تحقیقاتی قابلتوجهی در زمینه درک تداخلات چندعاملی (همعفونیهای ویروسی، ترکیب سموم با تنشهای محیطی) و همچنین پیادهسازی عملی راهکارهای تعدیلکننده در سطح مزرعه وجود دارد.
پیشنهاد میشود تحقیقات آینده بر روی شناسایی نشانگرهای زیستی پیشبینیکننده سرکوب ایمنی، توسعه واکسنهای مؤثرتر با قابلیت غلبه بر سرکوب مادری، و استفاده از فناوریهای اومیکس (ترانسکریپتومیکس، پروتئومیکس و متابولومیکس) برای کشف اهداف دارویی جدید متمرکز شود. همچنین، رویکرد «یک سلامت» (One Health) با توجه به مشترکات بین سرکوب ایمنی در انسان و حیوانات، میتواند به طراحی استراتژیهای پیشگیرانه و درمانی مؤثرتری کمک کند.
تهیه شده توسط گروه علمی اجرایی
فهرست منابع
Tyagi A et al. (2026) Dev Comp Immunol, 182:105703.
Latheef SK et al. (2026) Microb Pathog, 219:108714.
Asnayanti A et al. (2026) Front Vet Sci, 13:1835437.
Idowu PA et al. (2026) Animals, 16(7):1001.
Mahmoud UT et al. (2026) Vet Res Commun, 50(3):204.
Wang J et al. (2026) Microbiol Spectr, 14(3):e0236325.
Lachenicht C et al. (2025) BMC Genom Data, 26(1):90.
Wang H et al. (2025) Animals, 15(21):3226.
Olariu RM et al. (2025) Toxins, 17(6):261.
Zhang H et al. (2025) Poult Sci, 104(7):105172.
Galor A et al. (2025) Viral Immunol, 38(4):121-124.
Chmielewski PP et al. (2025) J Clin Med, 14(7):2509.
Ahmed SAA et al. (2025) Fish Physiol Biochem, 51(2):76.
Liu C et al. (2025) Poult Sci, 104(5):104995.
Xu B et al. (2025) Poult Sci, 104(4):104907.
Wang Z et al. (2025) Front Cell Infect Microbiol, 14:1529159.
Patria JN et al. (2025) Viruses, 17(1):56.
Chen S et al. (2025) J Virol, 99(2):e0200324.
Li H et al. (2025) Poult Sci, 104(2):104805.
Chen S et al. (2024) Microorganisms, 12(12):2453.
Wang J et al. (2024) Front Pharmacol, 15:1486739.
Jia J et al. (2024) Microbiol Spectr, 12(12):e0091824.
Sultan HA et al. (2024) Comp Immunol Microbiol Infect Dis, 113:102229.
Rashid F et al. (2024) Front Cell Infect Microbiol, 14:1370414.
Miah MA et al. (2024) J Adv Vet Anim Res, 11(1):40-46.
Wei C et al. (2024) Analyst, 149(9):2747-2755.
Yang G et al. (2024) Animals, 14(4):532.
Ke Y et al. (2024) J Exp Zool A, 341(1):41-47.
Abasubong KP et al. (2023) Fish Physiol Biochem, 49(6):1079-1095.
Najimudeen SM et al. (2023) Virology, 587:109852.
Bastos L et al. (2023) Cureus, 15(2):e35328.
Li P et al. (2023) Poult Sci, 102(4):102327.
Sun Y et al. (2022) Food Chem Toxicol, 163:112895.
Abasubong KP et al. (2022) J Anim Physiol Anim Nutr, 106(2):403-418.
Zhu Z et al. (2022) Vet Microbiol, 264:109286.
Shan C & Miao F (2022) Poult Sci, 101(1):101516.
Rosenburg Cordeiro I & de Brito Neto JM (2021) J Vis Exp, (176):63067.
Su Q et al. (2021) Front Immunol, 12:735280.
El-Sabbagh NM et al. (2022) Environ Sci Pollut Res, 29(5):6777-6792.
Guo Y et al. (2021) J Proteomics, 248:104353.
Shukry M et al. (2021) Animals, 11(6):1621.
Najimudeen SM et al. (2020) Pathogens, 9(10):779.
Wang P et al. (2020) Arch Virol, 165(12):2877-2881.
Lachheb J et al. (2020) Arch Virol, 165(11):2589-2597.
Tang B & Bojesen AM (2020) Toxins, 12(9):536.
Elsaie ML et al. (2020) Dermatol Ther, 33(4):e13666.
Guo Y et al. (2020) Genes, 11(5):513.
Neerukonda SN et al. (2019) Avian Dis, 63(4):670-680.
Michel LO et al. (2019) Avian Pathol, 48(5):486-491.
Neerukonda SN et al. (2019) Genes, 10(2):116.
Thompson LA et al. (2018) PLoS One, 13(10):e0204400.
Neerukonda SN et al. (2018) Virology, 522:1-12.
Tang Y et al. (2018) Infect Immun, 86(8):e00307-18.
Bi S et al. (2018) Poult Sci, 97(8):2698-2707.
Lian X et al. (2018) BMC Vet Res, 14(1):122.
Wu X et al. (2018) Virus Res, 244:147-152.
Zou H et al. (2017) Oncotarget, 8(41):70847-70853.
Williams RJ et al. (2018) Rev Environ Contam Toxicol, 245:157-180.
Chi X et al. (2017) Poult Sci, 96(9):3058-3067.
Wu X et al. (2017) Vet Microbiol, 205:34-38.
Chen J et al. (2017) J Inorg Biochem, 170:169-177.
Wang Y et al. (2017) Virol J, 14(1):38.
Birnbaum LS (2017) Curr Opin Toxicol, 2:120-123.
Xue M et al. (2017) Arch Virol, 162(5):1187-1199.
Mughal MJ et al. (2017) Biol Trace Elem Res, 178(2):292-300.
Ouyang W et al. (2017) Vet Microbiol, 198:34-42.
Teijaro JR (2016) Adv Immunol, 132:135-158.
Bernardo L et al. (2016) Blood, 128(8):1076-1080.
Chisti M et al. (2016) Gulf J Oncolog, 1(21):64-66.
Shirsat S et al. (2016) Dalton Trans, 45(21):8845-8853.
Abou Elazab MF et al. (2015) J Vet Med Sci, 77(11):1363-1369.
Crosslin DR et al. (2015) Genes Immun, 16(1):1-7.
Hu X et al. (2014) Vet Res Commun, 38(2):149-156.
Chen K et al. (2014) Int J Environ Res Public Health, 11(2):1904-1913.
Yiu Lai K et al. (2013) Emerg Microbes Infect, 2(8):e48.
Forrest HL et al. (2013) Influenza Other Respir Viruses, 7(6):1194-1201.
Selvaraj RK (2013) Dev Comp Immunol, 41(3):397-402.
Liu X et al. (2012) Biol Trace Elem Res, 148(3):336-344.
Shanmugasundaram R & Selvaraj RK (2012) J Anim Sci, 90(8):2498-2504.
Mbuthia PG et al. (2011) Avian Pathol, 40(6):629-637.
Shanmugasundaram R & Selvaraj RK (2011) Vet Immunol Immunopathol, 144(3-4):476-481.
Mwangi WN et al. (2011) PLoS Pathog, 7(5):e1001337.
Qiang F & Youxiang D (2011) Transbound Emerg Dis, 58(2):145-151.
Lu Z et al. (2010) Virus Res, 153(2):250-257.
Elazab MF et al. (2010) J Vet Med Sci, 72(3):257-262.
Elazab MF et al. (2009) J Vet Med Sci, 71(4):417-424.
Wallace A et al. (2008) Clin Cancer Res, 14(12):3966-3974.
Alakloby OM et al. (2008) J Drugs Dermatol, 7(5):457-462.
Ragland WL et al. (1998) Avian Pathol, 27(2):200-204.
Sreedevi B et al. (2007) Avian Dis, 51(4):845-850.
Griffin DE et al. (2008) Front Biosci, 13:1352-1370.
Deng XY et al. (2007) Bing Du Xue Bao, 23(4):305-311.
Wang L et al. (2007) Wei Sheng Wu Xue Bao, 47(3):492-497.
Jackwood DJ et al. (2006) Avian Dis, 50(4):532-536.
Purvis LB et al. (2006) J Virol Methods, 138(1-2):66-69.
Subler KA et al. (2006) Avian Dis, 50(2):179-184.
Anobile JM et al. (2006) J Virol, 80(3):1160-1166.
Hangalapura BN et al. (2005) Poult Sci, 84(10):1520-1529.
Jackwood DJ & Sommer-Wagner SE (2005) Avian Dis, 49(2):220-226.
Staines NA et al. (2004) Ann N Y Acad Sci, 1029:250-259.
Bagchi D et al. (2002) Int J Clin Pharmacol Res, 22(3-4):101-110.
Jarosinski KW et al. (2002) Avian Dis, 46(3):636-649.
Zouboulis CC & Boschnakow A (2001) Clin Exp Dermatol, 26(7):600-607.
Choy EH (2000) Curr Opin Investig Drugs, 1(1):58-62.
Bartels CJ et al. (1999) Theriogenology, 52(2):247-257.
Hornung RL et al. (1995) J Natl Cancer Inst, 87(17):1289-1296.
Sharma JM et al. (1994) Poult Sci, 73(7):1082-1086.
Gelman IH et al. (1993) Oncogene, 8(11):2995-3004.
Romach EH et al. (1993) Nutr Cancer, 20(3):205-214.
Craft DW et al. (1990) Am J Vet Res, 51(8):1192-1197.
Gardner MB & Luciw PA (1989) FASEB J, 3(14):2593-2606.
Kline K & Sanders BG (1989) In Vivo, 3(3):161-166.
Halpern MS & McMahon SB (1987) J Immunol, 138(9):3014-3018.
Sharma JM & Lee LF (1983) Infect Immun, 42(2):747-754.
Sherr DH et al. (1979) J Immunol, 123(6):2682-2688.
Joshua DE et al. (1979) Int J Cancer, 23(5):663-672.
Sherr DH et al. (1979) J Immunol, 122(5):1899-1904.
Hoffmann MK & Kappler JW (1978) Nature, 272(5648):64-65.
Donahoe JP et al. (1977) Am J Vet Res, 38(12):2013-2017.
Hoffmann M & Kappler JW (1973) J Exp Med, 137(3):721-739.
Pincus CS et al. (1971) J Exp Med, 133(5):987-1003.
Iványi J (1970) Nature, 226(5245):550-551.